سيد محمد كمره اى

204

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

كم‌كم اظهار داشت كه مستعان به واسطه اينكه ضرر به دولت بزند آن ده كه مال مردم بوده و به اسم خالصه فرمان جعلى تمام كرده و برده و دولت از دستش گرفت ، حالا آنجا به اغتشاشات مملكتى و تشكيلات ملى شارلاتانى آن ده را مىخواهد تصرف نمايد و در طهران هم در محاكمات ماليه مصدق الممالك برادرش مشغول است كه حكمى صادر نمايد كه ده از دولت منتزع و به دست خودشان بيفتد . تلگراف به مستعان كرده بود كه پانصد تومان وجه براى گذشتن عمل لازم است و اين وجه را گويا به جهت مشير اكرم و ميرزا زين العابدين خان كه دو كمك هستند مىخواهد . خوب است شما مشير اكرم را ببينيد و از خيال مساعدت با مستعان در اين عمل خائنانه به دولت جلوگيرى نمائيد . من گفتم با مشير اكرم خصوصيت دارم و او را ملاقات و تفصيل را جويا . بعد آنچه بايد بگويم خواهم گفت . تزلزل كابينه بعد ايشان رفته باز مشغول نشاء كلم شده ، بعد از ساعتى مرآت الممالك آمده مشغول صحبت شده ، از تزلزل كابينه و هنگامه بدبختى مملكت ، از ورود قشون انگليسىها به قزوين و ورود اسلحه و مهمات به آنجا و طهران مذاكره نموده و اينكه دولت هم قزاق سر مردم گذاشته كه بايد جنس ماليات پارسال را هم به قيمت و جنس حاليه بدهند . اين نيست مگر براى آنكه مردم بروند و جنس خود را سلف‌فروشى به انگليسىها بكنند . بعد از ساعتى بلند شده تشريف بردند . ناهار شد . ناهار آبگوشت و نان تازه و پنير و بورانى خورده ، قدرى دراز كشيده چايى هم كه خورديم ننه اسماعيل نان براى اسماعيل به مريضخانه برد ، من هم به حمام . بعد از سركيسه بيرون آمده سوار واگون شده . نظام السلطان از درشكه پياده ، من هم پياده ؛ صحبت تزلزل كابينه و اينكه هنوز حكومت لرستان معين نشده و رئيس الوزراء به ظهير الاسلام تا سه‌شنبه وعده كرده . قرار شد فرداى شنبه تحقيقات خود را از كابينه نموده ، روز يكشنبه پنج به ظهر يك نفر بفرستم منزلش كه بيايند منزل بنده قدرى صحبت بكنيم . بعد ايشان رفته ، من هم سوار واگون ، توپخانه ، اكبر آقا را ديده ، كاغذ آقا شيخ اسماعيل كه از عراق آمده بود [ را ] به او داده ، اظهار داشت كه در نهاوند لرها تقسيم مىشود . بعد گفت فرخى از